![]() |
![]() |
|
|
... در جام جهانی ۱۹۷۸ در بازی با تیم ملی اسکاتلند،یکی از بهترین بازی های عمرم را داشتم؛روزی که با تیم ملی توانستیم آنهارا یک-یک متوقف کنیم.پس از آن،چند نفر از ملی پوشان تیم اسکاتلند که در منچستر یونایتد بازی می کردند،من را به دیوید فکسون،سرمربی آن وقت منچستر پیشنهاد کردند.او هم قبول کرد و برای من دعوتنامه فرستاد.
این دعوتنامه وقتی در ایران به دست من رسید که هم فدراسیون فوتبال تعطیل بود و هم باشگاه شهباز.شاید برای همین بود که خودم یک رضایت نامه ی جعلی ساختم تا با آن بتوانم در تمرینات منچستر شرکت کنم.با آن رضایتنامه توانستم مربی منچستر را برای آغاز تمریناتم قانع کنم.فکسون که سرمربی تیم زیر ۲۳ ساله های انگلیس بود،من را به مری ایرلندیگلرهای تیم سپرد تا پس از انجام یک بازی دوستانه مقابل تیمی که الآن اسمش یادم نیست،قبول کند.روزی که مربی ایرلندی گلرها،من را برای دروازه بانی در منچستر پذیرفت،من اصرار کردم به ایران برگردم تا همسر و بچه هایم را با خودم به انگلستان ببرم.در کل این قضیه ۴-۵ماه طول کشید ... |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 6:58 PM توسط کاکا |
|
|
خاطرات ناصر حجازی از منچستر تا بنگلادش از زبان خود ناصر:
هر وقت سراغ خاطره های می روم،یاد یک اتفاق می افتم.اتفاقی که نه به مسابقات جام جهانی 1978آرژانتین بر می گردد،نه به گلری من در مسابقات فوتبال المپیک.ماجرا به روز های ابتدایی انقلاب بر می گردد.وقتی که پس از پیروزی انقلاب،فوتبال در ایران برای مدتی تعطیل شد و من با تعطیل شدن تمرینات شهباز،دیگر کاری نداشتم.آن موقع بود که یک موقعیت اکازیون برایم پیش آمد.تنها باری بود که شانس داشت به من لبخند می زد...
ادامه خاطره در پست بعدی. |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 12:55 PM توسط کاکا |
|
|
خدااین جاست،خدااین جاست
لای تاب آبی رنگ یک کودک،میان نم نم باران،میان اطلسی هایی نه چندان تر خدااین جاست،خدااین جاست میان خنده های شاد و دیرینت،میان حرف های خوب وشیرینت خدااین جاست،خدااین جاست دراین نزدیکی ودوری،درون قلب زیبایت،درون روح و رویایت |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 2:20 PM توسط کاکا |
|
|
قیامت قامت وقامت قیامت،قیامت کرده ای،ای سروقامت مؤذن گر ببیند قامتت را،به قد قامت بماندتاکی؟
تا قیامت |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
دوشنبه 23 آذر1388ساعت 2:9 PM توسط کاکا |
|
|
اگر به جای (دهخدا)بودم ،فرهنگ نامه خود را با اسم انتظار شروع می کردم.
اگر به جای(انتظار) بودم،در سینه های انسان بذر انتظار می کاشتم. اگر به جای( بذر انتظار) بودم،هر جا که چشمی در فراق یار می گرید،بذر می افشاندموبه اشک خیر مقدم می گفتم. اگر به جای (اشک) بودم،آیینه دل را برای حضور یار شست وشو می دادم. اگر به جای (دل) بودم،هر چیز جز عشق یار را از خود بیرون می کردم. اگر به جای( یار )بودم،به دل های ویران و آشفته سر می زدم. |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 0:12 AM توسط کاکا |
|
|
یک روز هنگام سحر گل ها شکوفا می شود آن روز، او می آیدو مهمان گل ها می شود خون در رگ گلبرگ ها آن روز جاری می شود آن روز این دنیا پر از عطر بهاری می شود فریاد شادی می رود از شوق او بر آسمان آن روز،او می آید،او: مهدی،همان صاحب زمان |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
جمعه 20 مهر1386ساعت 10:25 AM توسط کاکا |
|
|
|
|
+ برگ سبز تهیه شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 5:19 PM توسط کاکا |
|
|
-در بین خرس ها ،خرس پاندا بزرگ ترین جمجمه را دارد.
-حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. -بدن زنبور داران می تواند نیش ۱۰۰ زنبور عسل را تحمل کند. -آقایان روزانه ۴۰ وزنان۶۰ تار مو را از دست می دهند. |
|
+ برگ سبز تهیه شده در
پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 1:24 PM توسط کاکا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره خودم |
سلام.اسمم محمد جواد.فعلا 16 سال دارم.همونطور که معلومه طرفدار فوتبالم و عاشق کاکا.
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم خرداد 1390 هفته چهارم آذر 1388 هفته دوم آبان 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 |
| رفقا |
|
فهیمه کمیل دایی حسین دهکده تنهای من سپهر یه متولد خرداد آقا مصطفی |
|
RSS
|